تبلیغات
داستان های کوتاه و پند آموز - سخاوت خداوند.......
 
داستان های کوتاه و پند آموز
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ، قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : محمدرضا یوسف زاده       

خردمند پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید.
پرسید: چرا می گریی؟
چون به زندگی ام می اندیشم، به جوانی ام،
به زیبایی ای که در آینه می دیدم، و به مردی که دوستش داشتم. 
خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است. 
او می دانست که من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم. 
خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد، به نقطه ای خیره شد و به فکر فرو رفت.
زن از گریستن دست کشید و پرسید: در آن جا چه می بینید؟
خردمند پاسخ داد: دشتی از گل سرخ. 
خداوند، آن گاه که قدرت حافظه را به من می بخشید، بسیار سخاوتمند بود. 
می دانست در زمستان، همواره می توانم بهار را یه یاد آورم و لبخند بزنم. 





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان های کوتاه و پند آموز،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 شهریور 1392 03:53 ب.ظ
اگه اجازه میدین لینکتون کنم؟
محمدرضا یوسف زادهخواهش میکنم....من شما رو لینک کردم
پنجشنبه 7 شهریور 1392 03:51 ب.ظ
سلام......خیلی خوب.
سه شنبه 5 شهریور 1392 12:18 ب.ظ
خدایا ممنون که حافظه رو گذاشتی واسمون.
ببخشیدا میلتون رو فراموش کردم.
محمدرضا یوسف زادهshahekavir@gmail.com
سه شنبه 5 شهریور 1392 11:44 ق.ظ
سلام
خوبین؟من که ازدیدن وبلاگتون و خوندن مطالبش لذت بردم .خیلی دلم میخواد سری به سایتم بزنین و در صورت تمایل با هم تبادل لینک داشته باشیم.
مرسی
سه شنبه 5 شهریور 1392 10:22 ق.ظ
شانسی وبلاگتو دیدم خیلی خوبه می خواستم به بقیه دوستام معرفیت کنم بیا ادرستو بذار تو سایت من تا بقیه دوستام هم وبلاگتو ببینند
محمدرضا یوسف زاده سایتت دوروز در حال ارتقاء میباشد!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمدرضا یوسف زاده
آرشیو وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جادوی سکوت

جاوا اسكریپت